<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>شیمى کاربردى روز</title>
    <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/</link>
    <description>شیمى کاربردى روز</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ساخت الکترود اصلاح‌شده با نانونوارهای گرافن اکسید و نانو ذرات خوشه‌ای مس برای اندازه گیری الکتروشیمیایی آملودیپین</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10823.html</link>
      <description>در این پژوهش، یک الکترود کربن شیشه‌ای اصلاح شده با نانونوارهای گرافن اکسید و نانوذرات مس به عنوان یک نانوکامپوزیت جدید برای سنجش الکتروشیمیایی آملودیپین ساخته شد. پوشش نانوکامپوزیتی به روش قطره گذاری و رسوبگذاری الکتروشیمیایی در طی دومرحله بر روی الکترود کربن شیشه‌ای نشانده شد. ویژگیهای ریخت شناسی و ساختاری نانوکامپوزیت در سطح الکترود با به کارگیری میکروسکوپ الکترونی روبشی و طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. این پوشش اصلاحی، جریان اکسایش آملودیپین را به میزان قابل توجهی (حدود 6/2 برابر) افزایش داده و سنجش آن در سطوح غلظتی کم میسر می‌سازد. بررسی اکسایش آملودیپین روی الکترود اصلاح شده نشان داد که این فرایند تحت کنترل توأم نفوذ و جذب می‌باشد. حد تشخیص و محدوده خطی روش به‌ترتیب 02/0 میکرومول بر لیتر و ۰/۱ تا 0/7 میکرومول بر لیتر به دست آمد. انحراف استاندارد نسبی (RSD) برای اندازه‌گیری غلظت0/1 میکرومول بر لیتر آملودیپین، 5/3 درصد (برای 6 اندازه‌گیری متوالی) بدست آمد. همچنین اندازه گیری جریان اکسایش آملودیپین در مدت دو هفته با استفاده از یک الکترود اصلاح شده، حدود 1/5 درصد کاهش در جریان نشان داد. الکترود اصلاح شده با موفقیت برای تعیین آملودیپین در نمونه‌های سرم خون انسانی و قرص به کار گرفته شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتز سبز هیدروژل نانو کامپوزیتی مس/سیلیکاژل/ استات سلولز / اکریلیک اسید به عنوان یک نانوجاذب زیستی جدید و بررسی عملکرد آن در حذف قارچ کش بنومیل از محیط های آبی</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10830.html</link>
      <description>امروزه کاربرد گسترده برخی قارچ‌کش ها نظیر بنومیل در کشاورزی منجر به مشکلات جدی زیست‌محیطی شده و ارائه راه‌حلی برای حذف این مواد ضروری به نظر می‌رسد. هیدروژل های نانو کامپوزیتی به عنوان جاذب های موثر در حذف آلاینده‌ها، در حوزه محیط زیست استفاده‌های زیادی دارند. همچنین، اخیراً توجه پژوهشگران به استفاده از روش‌های سنتز سبز نانوذرات با بهره‌گیری از عصاره‌های گیاهی جلب شده است. در این کار تحقیقاتی، نانوذرات مس با استفاده از عصاره گیاه فراسیون به روش سنتز سبز تولید شده و در بستر هیدروژل های نانو کامپوزیتی مس/سیلیکاژل/ استات سلولز / اکریلیک اسید به عنوان یک جاذب جدید قرار داده شدند . سپس تأثیر این جاذب در حذف قارچ‌کش بنومیل و اثر متغیرهای مؤثر بر جذب شامل pH، زمان تماس، مقدار جاذب و جذب شونده در این فرآیند مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز ساختار ترکیب نشان داد که نانوذرات مس به طور مؤثری در بستر هیدروژل های نانو کامپوزیتی تثبیت شده‌اند و میانگین قطر نانوذرات حدود 35 نانومتر است. همچنین نتایج آزمایش جذب با استفاده از نانو جاذب نشان‌داد که حداکثر میزان جذب برای حذف بنومیل در pH=7 و با مقدار 2 گرم بر لیتر جاذب انجام می‌شود. بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری کرد که نانوکامپوزیت تولیدشده به دلیل وجود نانوذرات مس و تخلخل زیاد، می‌تواند ظرفیت جذب سموم کشاورزی را افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مکانیسم یونش و اندازه گیری ترکیبات گوگرددار در فاز گازی با استفاده از طیف سنجی تحرک یونی</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10831.html</link>
      <description>طیف سنجی تحرک یونی با منبع یونش تخلیه کرونا برای مطالعه مکانیسم یونش و اندازه گیری کمی پنج ترکیب گوگرددار با خواص ساختاری و انرژی متفاوت شامل متیل مرکاپتان، اتیل مرکاپتان، H2S، CS2 و COS بکار رفت. همچنین، از محاسبات کوانتوامی با استفاده از روش G4MP2 برای مطالعه مکانسیم واکنشهای یونش استفاده شد. برای مولکولهای H2S، CS2 و COS در پلاریته مثبت سیگنالی مشاهده نشد، اما مرکاپتانها به راحتی در پلاریته مثبت یونیزه شدند. نتایج محاسبات نشان داد که یون NO+، مرکاپتانها را از طریق انتقال بار و کندن هیدرید یونیزه می کند. بنابراین، از گاز رانش اکسیژن استفاده شد تا یون واکنشگر NO+ حذف شود، یونش تنها از طریق پروتونه شدن پیش برود و ضمن حذف پیکهای اضافی، سیگنال پیک اصلی افزایش یابد. برای مولکولهای H2S، CS2 و COS در پلاریته منفی تنها یک پیک مشترک مشاهده شد که مربوط به تشکیل آنیون SO2- است. طیف سنجی تحرک یونی برای آنالیز کمی این ترکیبات نیز بکار رفت و مقادیر حد تشخیص (LOD) برای اندازه گیری این ترکیبات کمتر از ppm ۱ بدست آمد. حد تشخیص دستگاه از ppm 0/3 برای متیل مرکاپتان تا ppm 0/06 برای هیدروژن سولفید تعیین شد. همچنین نشان داده شد که آلکانهای گاز طبیعی از قبیل متان در منبع یونش کرونا یونیزه نمی شوند و در اندازه گیری ترکیبات گوگرددار تداخلی ایجاد نمی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف فتوالکتروکاتالیستی آنتی‌بیوتیک تتراسایکلین از محیط‌های آبی با استفاده از نانوکامپوزیت g‑C₃N₄@Pd تثبیت‌شده بر بستر تیتانیوم تحت نور مرئی</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10828.html</link>
      <description>در این پژوهش، نانوذرات کربن‌نیترید گرافیتی بارگذاری‌شده با پالادیم (Pd@g C₃N₄) سنتز شدند و سپس به‌وسیله روش الکتروفورتیک بر سطح فلز تیتانیوم تثبیت گردیدند تا کاتالیستی نوین، پایدار و کارآمد برای فرایندهای فتوالکتروکاتالیستی تحت تابش نور مرئی توسعه یابد. در گام نخست، پارامترهای مؤثر بر فرایند تثبیت، شامل غلظت سوسپانسیون، ولتاژ اعمالی و زمان رسوب‌دهی، به‌منظور دستیابی به بیشترین پایداری لایه کاتالیستی بررسی و بهینه‌سازی شدند. ویژگی‌های ساختاری و سطحی کاتالیست تهیه‌شده با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و آنالیزهای پراش پرتو ایکس (XRD)، طیف‌سنجی فروسرخ تبدیل فوریه (FTIR) و طیف‌سنجی بازتابی فرابنفش–مرئی (UV–Vis DRS) مورد شناسایی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آنالیز DRS نشان داد که شکاف انرژی از حدود 85/2 الکترون‌ولت برای g C₃N₄ خالص به حدود 56/2 الکترون‌ولت در نمونه بارگذاری‌شده با پالادیوم کاهش یافته است؛ نتیجه‌ای که نشان‌دهنده بهبود جذب نور مرئی و در پی آن افزایش فعالیت فتوالکتروکاتالیستی است. در این مطالعه، تأثیر متغیرهای عملیاتی شامل pH محلول، ولتاژ اعمالی، غلظت الکترولیت و زمان واکنش بر کارایی حذف تتراسایکلین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که در شرایط بهینه شامل pH برابر با 8، ولتاژ اعمالی 9/0 ولت، مقدار 3/0 گرم الکترولیت Na₂SO₄ و تحت تابش نور مرئی حاصل از لامپ جیوه فشاربالا با توان 400 وات، بیشینه راندمان تخریب تتراسایکلین به 94 درصد می‌رسد. این یافته‌ها بیانگر کارایی قابل‌توجه فتو‌الکتروکاتالیستی نانوکامپوزیت g C₃N₄@Pd بارگذاری‌شده و تثبیت‌شده بر بستر تیتانیوم در حذف آلاینده‌های دارویی مقاوم در محیط‌های آبی تحت تابش نور مرئی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عملکرد الکتروشیمیایی نانوکامپوزیت کربن دوپ شده با نیتروژن- اکسید کبالت/نیکل، مشتق شده از چارچوب آلی-‌فلزی</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10829.html</link>
      <description>در این پژوهش، نانوکامپوزیت کربن دوپ شده با نیتروژن- اکسید کبالت/نیکل (NiCo@NC) مشتق شده از یک چارچوب آلی-فلزی، با استفاده از روش پیرولیز کنترل‌شده سنتز و به‌عنوان ماده الکترودی برای کاربردهای ابرخازنی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آنالیزهای ساختاری و ریخت‌شناسی شامل XRD، FTIR، FESEM، TEM، EDX و BET تشکیل موفق نانوکامپوزیت NiCo@NC، حفظ مورفولوژی مشتق‌شده از چارچوب آلی- فلزی اولیه و ایجاد ساختار متخلخل با سطح ویژه m&amp;amp;sup2; g⁻&amp;amp;sup1; 71/21 و قطر متوسط منافذ nm 87/4 را تأیید کردند.ارزیابی‌های الکتروشیمیایی نشان داد که نانوکامپوزیت NiCo@NC در محیط الکترولیت قلیایی عملکرد ابرخازنی قابل‌توجهی از خود نشان می‌دهد. نتایج ولتامتری چرخه‌ای بیانگر رفتار شبه‌خازنی غالب و مشارکت فعال واکنش‌های فارادیک در فرآیند ذخیره‌سازی بار بود. آزمون شارژ-دشارژ گالوانواستاتیک نشان داد که این الکترود در چگالی جریان A g⁻&amp;amp;sup1; 1 ظرفیت ویژه‌ای معادل F g⁻&amp;amp;sup1; 553 ارائه می‌دهد و با افزایش چگالی جریان تا A g⁻&amp;amp;sup1; 5، ظرفیت قابل قبولی در حدود F g⁻&amp;amp;sup1; 275 را حفظ می‌کند. آنالیز امپدانس الکتروشیمیایی کاهش مقاومت انتقال بار الکترود (&amp;amp;Omega; 95/0&amp;amp;asymp; Rct) NiCo@NC نسبت به چارچوب آلی-فلزی اولیه را نشان داد که بیانگر انتقال الکترونی و یونی کارآمدتر در ساختار نانوکامپوزیت است. همچنین آزمون پایداری چرخه‌ای نشان داد که الکترود تهیه‌شده پس از 1000 چرخه شارژ-دشارژ، حدود 109٪ از ظرفیت اولیه خود را حفظ می‌کند. در مجموع، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که نانوکامپوزیت NiCo@NC، به دلیل ظرفیت ویژه بالا، مقاومت انتقال بار کم و پایداری چرخه‌ای مناسب، یک گزینه امیدبخش برای توسعه الکترودهای پیشرفته در سامانه‌های ذخیره‌سازی انرژی به‌ویژه ابرخازن‌ها محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کروماتوگرافی لایه نازک - زیست سنجی و آنالیز چند مولفه اصلی برای طبقه بندی سریع گونه های مختلف تیره پنیرک</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10612.html</link>
      <description>گیاهان منبع غنی از ترکیبات فنلی هستند که از جمله مهم ترین آنتی اکسیدان های طبیعی به شمار می آیند.آنتی اکسیدان های موجود در رژیم غذایی به لحاظ محافظت بدن در مقابل استرس اکسیداتیو و حفظ سلامت حائز اهمیت هستند. در این پژوهش دسته بندی خواص آنتی اکسیدانی عصاره اتانولی 9 گونه از تیره پنیرک با استفاده کروماتوگرافی لایه نازک با عملکرد بالا (HPTLC ) و تکنیک آنالیز مولفه‌های اصلی ( PCA ) انجام شد. بدین منظور عصاره گیری گلهای خشک به روش خیساندن در حلال اتانول به مدت 24 ساعت انجام شد. سپس از بین سیستم‌های حلالی مختلف فاز متحرک هگزان-اتیل استات-اسید استیک (4:5:1) انتخاب گردید . در ادامه با دستگاه HPTLC فعالیت مهار رادیکال آزاد با مشتق سازی توسط DPPH و محتوای کل فنولی با مشتق سازی توسط FeCl3 و میزان ویتامین E عصاره ها اندازه گیری شد.داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار MATLAB و تکنیک آنالیز مولفه‌های اصلی جهت طبقه بندی گونه ها بر اساس خواص مورد بررسی ، تجزیه و تحلیل شدند. یافته های حاصل از این آنالیز نشان داد با روشهای DPPH و FeCl3 و ویتامین E عصاره های گاوپنبه و پنیرک و ختمی معمولی(گلبرگ بنفش) دارای بالاترین فعالیت مهار رادیکال آزاد و محتوای فنولی و میزان ویتامین E است . بنابراین می توان از گیاهان تیره پنیرک به عنوان منبع غنی از ترکیبات با خواص آنتی اکسیدانی در صنعت غذا و دارو در جهت حفظ سلامت انسان بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استخراج الکتروغشایی درون‌لوله‌ای در یک سامانهٔ نیمه‌خودکار به‌عنوان روشی کارآمد برای تعیین حساسِ برخی از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی در ماتریس‌های زیستی پیچیده</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10693.html</link>
      <description>پاک‌سازی مؤثر نمونه‌ ها برای پایش و اندازه‌گیری داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی مانند دیکلوفناک، ایبوپروفن و مفنامیک اسید در نمونه‌های زیستی مانند مو و ناخن، سال‌ها به یکی از چالش‌های اصلی در مبحث آماده‌سازی نمونه تبدیل شده بود. در این تحقیق ارائه شده، یک روش نوین و کارآمد تحت عنوان میکراستخراج الکتروغشایی درون‌لوله‌ای نیمه‌خودکار (IT-EME) طراحی و معرفی شد. اساس این روش برپایه جابه‌جایی الکتروکینتیکی گونه‌های یونیزه‌شده تحت تاثیر ولتاژ اعمالی است. در این واحد استخراجی، یک ورق از جنس پلی‌پروپیلن داخل لوله ای قرار گرفته است و منافذ آن تنها با مقدار ۲ میکرولیتر از حلال ۱-اوکتانول به‌عنوان غشای مایع تکیه‌گاه (SLM) پر شده است. همچنین ۳۰ میکرولیتر محلول پذیرنده (acceptor) به‌وسیلهٔ این غشا از ۱٫۲ میلی‌لیتر محلول دهنده (donor) که حاوی آنالیت‌ها بوده، جدا شده است.این روش برای تغلیظ و اندازه‌گیری برخی از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی در انواع نمونه‌های زیستی به‌کار گرفته شد و نشان داد که قادر است پاک‌سازی مؤثر و استفاده‌ای ساده و تکرارپذیر همراه با مصرف بسیار کم حلال آلی را فراهم کند. تحت شرایط بهینه، ترکیب روش IT-EME با دستگاه HPLC-UV عملکردی قابل اعتماد ارائه داد؛ مواردی همچون درصد بازیابی‌های مناسب، خطیّت مطلوب در گسترهٔ ۱۲ تا ۵۰۰ نانوگرم بر میلی‌لیتر، حدود تشخیص پایین(۴٫۶&amp;amp;ndash;۳٫۴ نانوگرم بر میلی‌لیتر) و انحراف معیار نسبی قابل قبول (&amp;amp;le;۹٫۳٪، n=5). مصرف ناچیز حلال، نیاز به حجم اندک نمونه، سادگی کار و توان پاک‌سازی بالا این روش را به گزینه‌ای مطلوب و سازگار با اصول شیمی سبز برای کاربردهای تحلیلی در ماتریس‌های زیستی پیچیده تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نانوذرات Fe3O4@SiO2 عامل دار شده با گلوکزامین به عنوان یک جاذب مغناطیسی موثر و قابل بازیافت برای حذف یون Cu2+ از محلول‌های آبی</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10720.html</link>
      <description>نانوذرات Fe3O4@SiO2 اصلاح‌شده با گلوکزامین سنتز شدند و توانایی آنها در جداسازی یون فلز سنگین (Cu2+) از محلول‌های آبی بررسی شد. مشخصه‌یابی نانوکامپوزیت سنتزی با استفاده از طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR)، پراش اشعه ایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی (FE-SEM)، پراکندگی نور دینامیکی (DLS)، آنالیز پراش انرژی اشعه ایکس (EDX)، مغناطیس‌سنجی نمونه ارتعاشی (VSM)، اندازه گیری سطح ویژه (BET) و آنالیز ترموگراویمتری (TGA) انجام شد. تأثیر پارامترهای مؤثر بر راندمان جذب شامل ایزوترم‌های جذب، دوز جاذب، زمان تماس جاذب، حذف انتخابی و pH محلول بر رفتار جذب ارزیابی و مورد بحث قرار گرفت. منحنی سینتیک، مدل شبه مرتبه دوم را بهتر نشان داد و داده‌های تعادلی به خوبی با مدل لانگمویر برازش شدند، با حداکثر ظرفیت جذب 120.48 میلی‌گرم بر گرم. واجذب یون فلز سنگین با استفاده از محلول HCl به طور مؤثر انجام شد، در نتیجه ثابت شد که نانوجاذب می‌تواند به صورت مغناطیسی جداسازی، بازسازی و به طور مؤثر برای هفت چرخه متوالی بدون از دست دادن قابل توجه فعالیت، مورد استفاده مجدد قرار گیرد. عملکرد حذف جاذب بر روی نمونه‌های فاضلاب واقعی، امکان‌سنجی جاذب را برای کاربرد در اهداف صنعتی نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Synthesis, Characterization and Bioactivity Evaluation for Some Metal Ions Complexes with New Ligand Derived from Ketorolac</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10770.html</link>
      <description>Through a complicated synthetic process involving esterification, hydrazide creation, and condensation with an aldehyde derivative under reflux circumstances, a novel Schiff base ligand was created. Three standard transition metal complexes were created utilizing the synthetic ligand in coordination reactions using specific metal ions. FT-IR, UV-VIS spectroscopy, molar conductivity spectra, and &amp;amp;sup1;H NMR analyses were among the physical and spectroscopic techniques used to elucidate the structures of the ligand and the resultant complexes. The spectroscopic data demonstrated the successful formation of the azomethine (C=N) functionality and its involvement in coordination with the metal centers. The ligand's thermal properties were examined using thermogravimetric analysis (TGA) and differential scanning calorimetry (DSC), which indicated the ligand's breakdown mechanism and thermal stability. Electronic spectroscopy data and molar conductivity studies were used to identify electrolytic complexes with an octahedral formed around the metal ions. The observed spectral shifts upon complexation indicated effective coordination between the ligand donor atoms and the metal centers. In addition, the biological activities of the synthesized compounds were evaluated. The antimicrobial activity was determined using the minimum inhibitory concentration (MIC) method against selected microbial strains, while the anticancer activity was assessed against cancer cell lines to investigate their potential cytotoxic properties. The obtained results demonstrated that the metal complexes exhibited enhanced biological activity compared with the free ligand, which may be attributed to the chelation effect that enhances the lipophilicity and biological efficacy of the complexes. Overall, the synthesized Schiff base ligand and its metal complexes represent promising candidates for further studies</description>
    </item>
    <item>
      <title>Exploring new antifungal leads: synthesis, characterization, and computational study of a series of 4-(4-chlorophenyl) cyclohexane-1-carboxylic acid derivatives with promising CYP51-binding affinity</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10785.html</link>
      <description>ABSTRACT: Starting from 4-(4-chlorophenyl) cyclohexane-1-carboxylic acid, a multi-steps processes were used to create a novel series of 1,2,4-triazole derivatives with a 4-(4-chlorophenyl) cyclohexane moiety. These processes included Fischer esterification, hydrazide formation, thiosemicarbazides preparation, cyclization to form the triazole core (Compound 5), and subsequent S-alkylation with butyl iodide, iodoethane, and ethyl bromo acetate to produce derivatives 5a, 5b, and 5c. FT-IR and 1H NMR spectroscopy were used to describe each constituent. All derivatives successfully bonded inside the active site of the fungal CYP51 enzyme (PDB: 4WMZ), according to molecular docking, with significant pi-alkyl and pi-sulphur interactions with important residues like Lys151, Tyr140, His468, and Cys470. Compound 5 had the highest binding affinity (-10.1 kcal/mol), which was comparable to the reference medication fluconazole (-11.9 kcal/mol). All compounds met Lipinski's rule of five, had favourable physicochemical characteristics with a high bioavailability score of 0.55, and were not anticipated to cross the blood-brain barrier, according to ADMET profiling using Swiss ADME. Notably, Compound 5 was uniquely predicted to have high gastrointestinal absorption despite the majority of derivatives being P-glycoprotein substrates with low absorption. These results suggest that Compound 5 is a viable lead candidate for additional in vitro and in vivo testing as a possible antifungal drug.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هم‌افزایی افزودنی‌های تیواوره و پارا-فنیلین دی‌آمین در یک وان برپایه تیوسولفات بر مشخصه‌های پوشش نقره بر فولاد ضد زنگ-304</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10832.html</link>
      <description>اثر هم‌افزایی افزودنی‌های تیواوره (TU) و پارا-فنیلن دی‌آمین (PDA) در یک وان مبتنی بر تیوسولفات بر ویژگی‌های پوشش نقره بر فولاد ضد زنگ 304 بررسی شده است. اثر هم‌افزایی از افزایش تأثیر ترکیبی افزودنی‌ها در مقایسه با سهم هر یک به تنهایی ناشی می‌شود. متغیرهای مستقل به ترتیب در غلظت‌های 40 گرم بر لیتر AgNO3، 40 گرم بر لیتر Na2S2O5، 200 گرم بر لیتر Na2S2O3، 6/0 گرم بر لیتر TU و 5/0 گرم بر لیتر PDA بهینه شده‌اند. این فرآیند در pH 5.6 و چگالی جریان 5/12 میلی‌آمپر بر سانتی‌متر مربع و در دمای محیط به مدت 5 تا 12 دقیقه انجام می‌شود. میکروسکوپ الکترونی روبشی-طیف‌سنجی پراکندگی انرژی (SEM-EDS)، پراش اشعه ایکس (XRD)، قطبش تافل و طیف‌سنجی امپدانس الکتروشیمیایی (EIS) برای توصیف پوشش نقره به کار گرفته شده‌اند. افزودنی TU به عنوان یک عامل روشن‌کننده، ترازکننده و کمپلکس‌کننده عمل می‌کند و PDA که به عنوان یک عامل کمپلکس‌کننده، آنتی‌اکسیدان و تثبیت‌کننده عمل می‌کند، منجر به افزایش ضخامت و کاهش زبری می‌شود. در شرایط بهینه، ضخامت و زبری به ترتیب تقریباً 50 میکرون و 13/0 میکرون بدست آمد. علاوه بر این، فولاد ضد زنگ با پوشش نقره، در محلول 5/3 درصد NaCl، 70 درصد کاهش در میزان خوردگی نسبت به نمونه بدون پوشش نشان داد. یکنواختی، صافی و براقیت سطح پوشش نقره افزایش یافته، در حالی که زبری کاهش یافته است، که به دلیل کاهش اندازه ذرات نقره و بهبود خواص پرکنندگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Analogue-based Design, Synthesis, Characterisation and Computational Studies of Novel Aminopyrimidine-Phenyl Urea Derivatives as Prospective Dual VEGFR/RAF-Kinase Inhibitors</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10843.html</link>
      <description>Recently, there has been attention on the design and synthesis of dual inhibitors targeting both VEGFR and RAF kinases, which may offer improved efficacy and reduced resistance compared with traditional single-target therapies. This study reports the development of a series of urea derivatives featuring aminopyrimidine-phenyl moieties designed as potential dual inhibitors. The synthesised compounds were characterised by 1H NMR, 13C NMR, and FT-IR spectral techniques. Furthermore, molecular docking analyses utilizing MOE software were conducted to evaluate the binding interactions of these compounds with target protein residues, indicating comparable interactions to the reference ligand and favorable energy scores with the active sites of VEGFR and B-RAF proteins. To confirm the stability of the protein-ligand complexes, molecular dynamics simulations were performed, revealing stable associations between the compounds and the VEGFR and B-Raf structures through analyses of RMSD, RMSF, RoG, and hydrogen bonds. The DFT parameters indicate that the synthesized compounds possess favorable electronic properties, substantial charge-transfer capability, and elevated reactivity. Among these, compound 12 was identified as the most potent candidate against VEGFR and B-RAF proteins. Additionally, in silico predictions for absorption, distribution, metabolism, excretion, and toxicities (ADMET) showed that all compounds fall within an acceptable drug-likeness range. Future work will involve  examining the anticancer activities of these compounds in vitro and in vivo.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Synthesis, Antimicrobial, Antioxidant, Anticancer and in Silico ADME Study of New Barbituric Acid Derivatives Containing Dihydrotetrazole Moieties</title>
      <link>https://chemistry.semnan.ac.ir/article_10844.html</link>
      <description>In this study, a new series of barbituric acid-derived hybrid compounds (S1–S10) was synthesized through a multi-step synthetic protocol. The synthesis began with a Knoevenagel condensation reaction between barbituric acid and substituted aromatic aldehydes (4-hydroxybenzaldehyde or 4-chlorobenzaldehyde) in the presence of anhydrous sodium acetate to produce compounds S1 and S2. This was followed by Michael addition with acrylonitrile in the presence of triethylamine to obtain compounds S3 and S4. Cyclization with semicarbazide under acidic conditions led to the formation of 1,3,4-oxadiazole derivatives S5 and S6, followed by Schiff base formation with 4-(dimethylamino) benzaldehyde to produce compounds S7 and S8. Finally, a [3+2] cycloaddition reaction with sodium azide afforded the final compounds S9 and S10 containing dihydrotetrazole moieties. The structures of all synthesized compounds were confirmed by FT-IR, 1H-NMR, and 13C-NMR spectroscopic techniques. Compounds S9 and S10 were evaluated for their antibacterial activity against Staphylococcus aureus and Escherichia coli, antifungal activity against Candida albicans, antioxidant activity using the DPPH free radical scavenging assay, and anticancer activity against CaCo-2 cells. The obtained results demonstrated that compounds S9 and S10 possessed promising biological activities, suggesting a significant relationship between chemical structure and biological activity. Furthermore, POM and in silico ADME studies were performed to predict toxicity risks, physicochemical properties, pharmacokinetic behavior, and drug-likeness profiles of the synthesized compounds. These findings suggest that the synthesized hybrid derivatives may serve as promising candidates for further development as antimicrobial and anticancer agents.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
